Grütze im Kopf haben
احمق بودن، نفهم بودن / باهوش بودن، زرنگ بودن (معنی متضاد)
Bedeutungen
1
به طور کلی به معنی نفهمیدن، کندذهن بودن یا احمق بودن است. گاهی اوقات به صورت طنزآمیز یا برای بیان تعجب از هوش کسی نیز به کار میرود (معنی متضاد).
- Er hat wirklich Grütze im Kopf, wenn er solche Fehler macht.او واقعاً نفهم است وقتی چنین اشتباهاتی میکند.
- Manchmal denke ich, du hast Grütze im Kopf, weil du die einfachsten Dinge nicht verstehst.گاهی فکر میکنم تو نفهمی، چون سادهترین چیزها را نمیفهمی.
- Nachdem er die Prüfung mit Bestnote bestanden hat, muss er wohl doch keine Grütze im Kopf haben.بعد از اینکه او امتحان را با بهترین نمره قبول شد، ظاهراً واقعاً نفهم نیست.