der Grant
بدخلقی، بداخلاقی، ترشرویی
Beispiele
- Obacht, heute hat er wieder seinen ''Grant!حواست باشد، امروز او دوباره سر حال نیست (بدخلق است)!
- Wenn der Wiener einen Sonntagsausflug mache, wirke er in seinem ''Grant'' so, als ob er es nicht mehr erwarten könne, endlich wieder "heimzukehren in den Wochentag".وقتی یک وینی به گردش یکشنبه میرفت، در بدخلقیاش چنان به نظر میرسید که انگار دیگر نمیتواند صبر کند تا بالاخره دوباره "به روز کاری بازگردد".