der Grashang
شیب چمنزار
Bedeutungen
1
قسمتی از زمین که با چمن پوشیده شده و دارای شیب است.
- Der Ball rollte den ganzen Grashang hinunter.توپ تمام شیب چمنزار را غلتید و پایین رفت.
- Wir saßen auf dem Grashang und genossen die Aussicht.ما روی شیب چمنزار نشستیم و از منظره لذت بردیم.
- Ein schmaler Pfad führte über den steilen Grashang.یک مسیر باریک از روی شیب تند چمنزار میگذشت.