die Gravität

Aussprache: /ɡraviˈtɛːt/
Worttrennung: Gra·vi·tät
اسم

وقار، متانت، سنگینی (معمولاً با طعنه)

Bedeutungen

1

وقار، متانت، جدیت و سنگینی رفتار یا ظاهر فرد.

  • Der Richter sprach mit großer Gravität.قاضی با وقار زیادی صحبت کرد.
  • Trotz der ernsten Lage bewahrte sie ihre Gravität.او علی‌رغم وضعیت جدی، وقار خود را حفظ کرد.
  • Seine Gravität verlieh ihm eine beeindruckende Ausstrahlung.متانت او به او جذبه‌ای تاثیرگذار می‌بخشید.
2

اغلب به صورت طعنه‌آمیز برای توصیف کسی که بیش از حد جدی یا متکبر به نظر می‌رسد، به کار می‌رود.

  • Er tat so, als ob er die ganze Welt mit seiner Gravität belehren wollte.او طوری رفتار می‌کرد که انگار می‌خواست با سنگینی‌اش کل دنیا را موعظه کند.
  • Ihre künstliche Gravität wirkte auf die anderen Gäste befremdlich.وقار تصنعی او برای دیگر مهمانان غریب به نظر می‌رسید.
  • Der neue Chef versucht, mit übertriebener Gravität zu beeindrucken.رئیس جدید سعی می‌کند با وقار بیش از حد، تاثیر بگذارد.