die Grazilität
ظرافت، وقار، لطف
Bedeutungen
1
کیفیت یا حالت ظریف، دلپذیر، باوقار و خوشتراش بودن؛ زیبایی لطیف و دلنشین.
- Die Grazilität ihrer Bewegungen war bemerkenswert.ظرافت حرکات او قابل توجه بود.
- Man bewunderte die Grazilität der alten Porzellanfigur.ظرافت مجسمه قدیمی چینی مورد تحسین قرار گرفت.
- Die Grazilität des Designs macht das Möbelstück zu einem Blickfang.ظرافت طراحی، این قطعه مبلمان را به یک نقطه کانونی تبدیل کرده است.