der Grenzübergang
گذرگاه مرزی، نقطه عبور مرزی
Bedeutungen
1
مکانی رسمی در مرز بین دو کشور که برای عبور افراد و وسایل نقلیه با انجام بازرسیهای لازم در نظر گرفته شده است.
- Wir mussten am Grenzübergang lange warten.ما مجبور شدیم در گذرگاه مرزی مدت زیادی منتظر بمانیم.
- Der Grenzübergang ist rund um die Uhr geöffnet.گذرگاه مرزی شبانهروز باز است.
- Bitte legen Sie Ihre Ausweispapiere am Grenzübergang vor.لطفاً مدارک شناسایی خود را در گذرگاه مرزی ارائه دهید.