der Grenzübergang

Aussprache: /ˈɡrɛnt͡sˌʔyːbɐˌɡaŋ/
Worttrennung: Grenz·über·g·ang
اسم

گذرگاه مرزی، نقطه عبور مرزی

Bedeutungen

1

مکانی رسمی در مرز بین دو کشور که برای عبور افراد و وسایل نقلیه با انجام بازرسی‌های لازم در نظر گرفته شده است.

  • Wir mussten am Grenzübergang lange warten.ما مجبور شدیم در گذرگاه مرزی مدت زیادی منتظر بمانیم.
  • Der Grenzübergang ist rund um die Uhr geöffnet.گذرگاه مرزی شبانه‌روز باز است.
  • Bitte legen Sie Ihre Ausweispapiere am Grenzübergang vor.لطفاً مدارک شناسایی خود را در گذرگاه مرزی ارائه دهید.