der Grenzbach

Aussprache: /ˈɡrɛnt͡sˌbax/
Worttrennung: Grenz·bach
اسم

رودخانه مرزی، جویبار مرزی

Bedeutungen

1

یک نهر یا رود کوچک که به عنوان مرز طبیعی بین دو منطقه یا کشور عمل می‌کند.

  • Der kleine Grenzbach markierte die Grenze zwischen den beiden Dörfern.جویبار مرزی کوچک، مرز بین دو روستا را مشخص می‌کرد.
  • Wir folgten dem Lauf des Grenzbachs für mehrere Kilometer.ما چندین کیلومتر در امتداد رودخانه مرزی حرکت کردیم.
  • Die Kinder spielten am Ufer des Grenzbachs.بچه‌ها کنار ساحل رودخانه مرزی بازی می‌کردند.