der Grenzbahnhof
ایستگاه مرزی
Bedeutungen
1
ایستگاهی که در نزدیکی مرز بین دو کشور قرار دارد و معمولاً برای کنترل گذرنامه، گمرک و تعویض قطار استفاده میشود.
- Am Grenzbahnhof mussten alle Passagiere aussteigen.در ایستگاه مرزی همه مسافران مجبور به پیاده شدن بودند.
- Der Zug hält am nächsten Grenzbahnhof zur Grenzkontrolle.قطار در ایستگاه مرزی بعدی برای کنترل مرزی توقف میکند.
- Früher war dieser Grenzbahnhof ein wichtiger Umschlagplatz.این ایستگاه مرزی قبلاً یک مرکز حمل و نقل مهم بود.