die Grenzbarriere

Aussprache: /ˈɡrɛnt͡sbaˌri̯eːrə/
Worttrennung: Grenz·bar·rie·re
اسم

مانع مرزی، حصار مرزی

Bedeutungen

1

سازه‌ای فیزیکی مانند دیوار، حصار یا موانع دیگر که برای جلوگیری از عبور غیرقانونی از مرزها ساخته می‌شود.

  • Die Grenzbarriere wurde errichtet, um illegale Migration zu verhindern.مانع مرزی برای جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی ساخته شد.
  • Soldaten patrouillierten entlang der Grenzbarriere.سربازان در امتداد حصار مرزی گشت‌زنی می‌کردند.
  • Die Grenzbarriere trennt die beiden Länder seit vielen Jahren.مانع مرزی سال‌هاست که دو کشور را از هم جدا کرده است.