die Grenzbeamtin
مامور مرزی (مونث)
Bedeutungen
1
مامور زن که وظیفه کنترل و نظارت بر مرزهای یک کشور را بر عهده دارد.
- Die Grenzbeamtin überprüfte die Pässe aller Reisenden.مامور مرزی (زن) گذرنامه همه مسافران را بررسی کرد.
- Als Grenzbeamtin muss sie stets wachsam sein.او به عنوان مامور مرزی (زن) باید همیشه هوشیار باشد.
- Die Grenzbeamtin informierte uns über die geltenden Zollbestimmungen.مامور مرزی (زن) ما را در مورد مقررات گمرکی مربوطه مطلع کرد.