die Grenzbeamtin

Aussprache: /ˈɡʁɛnt͡sbeˌʔamtɪn/
Worttrennung: Grenz·be·am·tin
اسم

مامور مرزی (مونث)

Bedeutungen

1

مامور زن که وظیفه کنترل و نظارت بر مرزهای یک کشور را بر عهده دارد.

  • Die Grenzbeamtin überprüfte die Pässe aller Reisenden.مامور مرزی (زن) گذرنامه همه مسافران را بررسی کرد.
  • Als Grenzbeamtin muss sie stets wachsam sein.او به عنوان مامور مرزی (زن) باید همیشه هوشیار باشد.
  • Die Grenzbeamtin informierte uns über die geltenden Zollbestimmungen.مامور مرزی (زن) ما را در مورد مقررات گمرکی مربوطه مطلع کرد.