die Grenzbrücke

Aussprache: /ˈɡʁɛnt͡sˌbʁʏkə/
Worttrennung: Grenz·brü·cke
اسم

پل مرزی

Bedeutungen

1

پلی که بر روی رودخانه یا دره ای ساخته شده و مرز بین دو کشور یا منطقه را مشخص می‌کند.

  • Die Grenzbrücke verbindet Deutschland und Frankreich.پل مرزی آلمان و فرانسه را به هم متصل می‌کند.
  • Der Zoll wird an der Grenzbrücke kontrolliert.عوارض گمرکی در پل مرزی کنترل می‌شود.
  • Wir überquerten die Grenzbrücke mit dem Auto.ما با ماشین از روی پل مرزی عبور کردیم.