die Grenzerfahrung

Aussprache: /ˈɡʁɛnt͡sʔɛɐ̯ˌfaːʁʊŋ/
Worttrennung: Gren·z·er·fah·rung
اسم

تجربه حدی، تجربه مرزی (تجربه‌ای که فرد را در معرض فشارهای شدید روحی یا جسمی قرار می‌دهد)

Beispiele

  • Es ist eine ''Grenzerfahrung,'' so dicht am Plateaurand des Grand Canyons zu stehen.ایستادن در این نزدیکی لبه فلات گرند کانیون یک تجربه حدی است.