der Grenzfall

Aussprache: /ˈɡrɛnt͡sˌfal/
Worttrennung: Grenz·fall
اسم

مورد مرزی، مورد خاص، وضعیت مبهم

Bedeutungen

1

موردی که در مرز بین دو دسته یا وضعیت قرار دارد و طبقه‌بندی آن دشوار است؛ یک مورد استثنایی یا مبهم.

  • Dieser Fall ist ein typischer Grenzfall, der besondere Aufmerksamkeit erfordert.این مورد یک وضعیت مبهم معمولی است که به توجه ویژه نیاز دارد.
  • Die Entscheidung, ob es sich um einen Grenzfall handelt, fiel den Richtern schwer.تصمیم‌گیری در مورد اینکه آیا این یک مورد مرزی است یا خیر، برای قضات دشوار بود.
  • Manche Situationen sind klare Fälle, andere sind eher ein Grenzfall.برخی موقعیت‌ها موارد واضحی هستند، در حالی که برخی دیگر بیشتر یک مورد مرزی محسوب می‌شوند.