der Grenzflüchtling

Aussprache: /ˈɡrɛnt͡sˌflʏçtlɪŋ/
Worttrennung: Grenz·flücht·ling
اسم

پناهنده مرزی (کسی که به طور غیرقانونی از مرز عبور کرده)

Bedeutungen

1

فردی که برای فرار از شرایط نامساعد در کشور خود، به طور غیرقانونی از مرز عبور کرده و در کشور مقصد درخواست پناهندگی می‌کند.

  • Die Behörden haben einen Grenzflüchtling aufgegriffen.مقامات یک پناهنده مرزی را دستگیر کردند.
  • Der Grenzflüchtling hofft, in Deutschland Asyl zu finden.پناهنده مرزی امیدوار است در آلمان پناهندگی پیدا کند.
  • Die Situation des Grenzflüchtlings ist oft prekär.وضعیت پناهنده مرزی اغلب ناپایدار است.