das Grenzhaus
ساختمان مرزی، پاسگاه مرزی
Bedeutungen
1
ساختمانی که در نزدیکی مرز قرار دارد و معمولاً توسط مقامات مرزی برای کنترل و نظارت استفاده میشود؛ پاسگاه مرزی.
- Das Grenzhaus wurde von den Soldaten bewacht.ساختمان مرزی توسط سربازان محافظت میشد.
- Wir mussten unsere Pässe im Grenzhaus vorzeigen.ما مجبور بودیم گذرنامههای خود را در ساختمان مرزی نشان دهیم.
- Das alte Grenzhaus steht leer, seit die Grenze verlegt wurde.ساختمان مرزی قدیمی از زمانی که مرز جابجا شده، خالی مانده است.