die Grenzkontrolle
کنترل مرزی
Bedeutungen
1
بازرسی و نظارت بر افراد، وسایل نقلیه و کالاها در مرزهای یک کشور برای اطمینان از رعایت قوانین مهاجرت، گمرک و امنیت.
- Bei der Grenzkontrolle mussten wir unsere Pässe vorzeigen.در کنترل مرزی مجبور شدیم پاسپورتهایمان را نشان دهیم.
- Wegen des erhöhten Sicherheitsrisikos wurden die Grenzkontrollen verschärft.به دلیل افزایش خطر امنیتی، کنترلهای مرزی تشدید شدهاند.
- Die Grenzkontrolle dauerte länger als erwartet.کنترل مرزی بیشتر از حد انتظار طول کشید.