die Grenzkontrolle

Aussprache: /ˈɡrɛntskɔnˌtrɔlə/
Worttrennung: Grenz·kon·trol·le
اسم

کنترل مرزی

Bedeutungen

1

بازرسی و نظارت بر افراد، وسایل نقلیه و کالاها در مرزهای یک کشور برای اطمینان از رعایت قوانین مهاجرت، گمرک و امنیت.

  • Bei der Grenzkontrolle mussten wir unsere Pässe vorzeigen.در کنترل مرزی مجبور شدیم پاسپورت‌هایمان را نشان دهیم.
  • Wegen des erhöhten Sicherheitsrisikos wurden die Grenzkontrollen verschärft.به دلیل افزایش خطر امنیتی، کنترل‌های مرزی تشدید شده‌اند.
  • Die Grenzkontrolle dauerte länger als erwartet.کنترل مرزی بیشتر از حد انتظار طول کشید.