die Grenzlage
موقعیت مرزی؛ وضعیت حاشیهای
Bedeutungen
1
موقعیت جغرافیایی یا مکانی که در نزدیکی یا بر روی یک مرز قرار دارد.
- Die Grenzlage der Stadt hat ihre Entwicklung stark beeinflusst.موقعیت مرزی شهر به شدت بر توسعه آن تأثیر گذاشته است.
- Wegen der Grenzlage gibt es hier viele Grenzgänger.به دلیل موقعیت مرزی، افراد زیادی در اینجا به عنوان کارگر مرزی (گرینگگر) کار میکنند.
- Die Grenzlage bot strategische Vorteile in früheren Zeiten.موقعیت مرزی در دورانهای گذشته مزایای استراتژیک داشت.
2
وضعیت یا موقعیت حاشیهای، نامطلوب یا در معرض خطر.
- Die Firma befindet sich in einer schwierigen Grenzlage auf dem Markt.شرکت در موقعیت دشوار و حاشیهای در بازار قرار دارد.
- Die Grenzlage des Ökosystems macht es anfällig für Umweltveränderungen.وضعیت حاشیهای اکوسیستم آن را در برابر تغییرات زیستمحیطی آسیبپذیر میکند.
- Seine politische Grenzlage machte ihm viele Feinde.موقعیت سیاسی حاشیهای او دشمنان زیادی برایش ایجاد کرد.