der Grenztourismus

Aussprache: /ˈɡʁɛnʦtuˌʁɪsmʊs/
Worttrennung: Grenz·tou·ris·mus
اسم

گردشگری مرزی

Bedeutungen

1

نوعی گردشگری که در مناطق مرزی کشورها انجام می‌شود، اغلب با هدف خرید یا بازدید از جاذبه‌های نزدیک مرز.

  • Der Grenztourismus hat der Region wirtschaftlich sehr geholfen.گردشگری مرزی از نظر اقتصادی به منطقه بسیار کمک کرده است.
  • Viele Menschen betreiben Grenztourismus, um günstigere Preise zu finden.بسیاری از مردم برای یافتن قیمت‌های ارزان‌تر، گردشگری مرزی انجام می‌دهند.
  • Die Politik zielt darauf ab, den Grenztourismus weiter zu fördern.سیاست بر این است که گردشگری مرزی را بیشتر ترویج کند.