das Grenzvolk

Aussprache: /ˈɡrɛnt͡sˌfɔlk/
Worttrennung: Grenz·volk
اسم

قوم مرزی، مردم مرزنشین

Bedeutungen

1

گروهی از مردم که در مناطق مرزی یک کشور یا قلمرو زندگی می‌کنند و اغلب تحت تأثیر فرهنگ‌ها و سیاست‌های همسایه قرار دارند.

  • Das Grenzvolk hat eine eigene Kultur entwickelt.مردم مرزنشین فرهنگ خاص خود را توسعه داده‌اند.
  • Historisch gesehen war dieses Grenzvolk oft in Konflikte verwickelt.از نظر تاریخی، این قوم مرزی اغلب درگیر درگیری‌ها بود.
  • Die Regierung versucht, die Interessen des Grenzvolkes zu schützen.دولت تلاش می‌کند از منافع قوم مرزی محافظت کند.