Griff ins Klo

Aussprache: /ˈɡrɪf ɪns ˈkloː/
Worttrennung: Griff ins Klo
اصطلاح

گند زدن، خرابکاری کردن، شکست مفتضحانه

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای یک اشتباه بزرگ، یک شکست مفتضحانه یا یک اقدام کاملاً ناموفق است که باعث شرمندگی یا ناامیدی می‌شود.

  • Seine Bewerbung für die Stelle war ein Griff ins Klo, er hat die Fragen nicht verstanden.درخواست او برای شغل یک گند زدن کامل بود، او سوالات را متوجه نشد.
  • Der Versuch, das Regal selbst zu reparieren, endete in einem Griff ins Klo.تلاش برای تعمیر قفسه توسط خودمان، به یک خرابکاری بزرگ ختم شد.
  • Die Wahl des falschen Produkts war ein echter Griff ins Klo für das Unternehmen.انتخاب محصول اشتباه، یک شکست مفتضحانه واقعی برای شرکت بود.