der Griffelspitzer
مدادتراش (برای قلم)، (عامیانه، تحقیرآمیز) آدم موشکاف و ایرادگیر
Beispiele
- Der ''Griffelspitzer'' wurde benötigt, damit der Griffel immer sauber schreibt.مدادتراش لازم بود تا قلم همیشه تمیز بنویسد.
- Erwin ist ein alter ''Griffelspitzer.'' Jeden Fehler reibt er einem direkt unter die Nase.اروین یک آدم موشکاف قدیمی است. او هر اشتباهی را مستقیماً به رخ آدم میکشد.
- Er ist ein Dieb und ''Griffelspitzer.او یک دزد و آدم ایرادگیر است.