die Großaufnahme

Aussprache: /ˈɡroːsˌaʊfˌnaːmə/
Worttrennung: Groß·auf·nah·me
اسم

نمای نزدیک، کلوزآپ

Bedeutungen

1

تصویری که از فاصله نزدیک گرفته شده و جزئیات سوژه را به طور برجسته نشان می‌دهد، اغلب برای تاکید بر احساسات یا جزئیات خاص.

  • Die Großaufnahme des Gesichts zeigte die Tränen des Schauspielers.نمای نزدیک چهره، اشک‌های بازیگر را نشان می‌داد.
  • Der Regisseur wählte eine Großaufnahme, um die Spannung zu erhöhen.کارگردان برای افزایش تنش، نمای نزدیک را انتخاب کرد.
  • In der Dokumentation gab es viele interessante Großaufnahmen von Insekten.در این مستند، نماهای نزدیک جالب زیادی از حشرات وجود داشت.