die Große
دختر بزرگ، بزرگ (به عنوان لقب)
Beispiele
- Unsere ''Große'' hat uns neulich bei der Gartenarbeit geholfen.دختر بزرگ ما اخیراً در باغبانی به ما کمک کرد.
- Darum ließ Katharina die ''Große'' von 1768 an durch Rinaldi eine Staatskirche ganz aus Marmor bauen.به همین دلیل کاترین کبیر از سال ۱۷۶۸ دستور ساخت یک کلیسای دولتی تماماً از مرمر را توسط رینالدی داد.