der Großeinsatz
عملیات گسترده، بسیج گسترده (پلیس، ارتش)
Bedeutungen
1
عملیات گسترده و هماهنگ توسط نیروهای پلیس، آتشنشانی، ارتش یا سایر سازمانهای امدادی برای مقابله با یک وضعیت اضطراری یا جرم بزرگ.
- Die Polizei plante einen Großeinsatz gegen die organisierte Kriminalität.پلیس برای مقابله با جرائم سازمانیافته، یک عملیات گسترده را برنامهریزی کرد.
- Nach dem Erdbeben gab es einen Großeinsatz von Rettungskräften.پس از زلزله، عملیات گستردهای توسط نیروهای امدادی صورت گرفت.
- Der Großeinsatz der Feuerwehr verhinderte eine Ausbreitung des Feuers.عملیات گسترده آتشنشانی از گسترش آتش جلوگیری کرد.