der Großeinsatz

Aussprache: /ˈɡʁoːsˌʔaɪ̯nzat͡s/
Worttrennung: Groß·ein·satz
اسم

عملیات گسترده، بسیج گسترده (پلیس، ارتش)

Bedeutungen

1

عملیات گسترده و هماهنگ توسط نیروهای پلیس، آتش‌نشانی، ارتش یا سایر سازمان‌های امدادی برای مقابله با یک وضعیت اضطراری یا جرم بزرگ.

  • Die Polizei plante einen Großeinsatz gegen die organisierte Kriminalität.پلیس برای مقابله با جرائم سازمان‌یافته، یک عملیات گسترده را برنامه‌ریزی کرد.
  • Nach dem Erdbeben gab es einen Großeinsatz von Rettungskräften.پس از زلزله، عملیات گسترده‌ای توسط نیروهای امدادی صورت گرفت.
  • Der Großeinsatz der Feuerwehr verhinderte eine Ausbreitung des Feuers.عملیات گسترده آتش‌نشانی از گسترش آتش جلوگیری کرد.