der Großkönig

Aussprache: /ˈɡʁoːsˌkøːnɪç/
Worttrennung: Groß·kö·nig
اسم

شاهنشاه

Bedeutungen

1

عنوان پادشاهی که بر پادشاهان دیگر یا بر قلمرویی وسیع و متنوع حکومت می‌کند؛ شاه بزرگ.

  • Der persische Großkönig ließ beeindruckende Paläste errichten.شاهنشاه ایران کاخ‌های باشکوهی بنا کرد.
  • Als Großkönig hatte er die höchste Autorität im Reich.به عنوان شاهنشاه، او بالاترین اقتدار را در امپراتوری داشت.
  • Die Inschriften preisen die Macht und Weisheit des Großkönigs.کتیبه‌ها قدرت و خرد شاهنشاه را ستایش می‌کنند.