der Großkopferter
شخص مهم، آدم گنده و صاحبمنصب (به ویژه در سیاست و اقتصاد)، آدم مرفه یا نخبه
Beispiele
- Bei Bier und Blasmusik in mehr (CSU) oder weniger (SPD) großen Hallen fahren die Parteien ihre ''‚Großkopferten‘'' auf.با نوشیدنی و موسیقی بادی در سالنهای کموبیش بزرگ، حزبها «شخصیتهای مهم» خود را به میدان میآورند.
- Der avantgardistische Gestus hat Ironie und setzt Fantasie frei – im Unterschied zu den meisten ''Großkopferten,'' die, akademisch ziseliert, bedeutungsvoll auf die Nachwelt blicken.ژست آوانگارد دارای طنز است و تخیل را آزاد میکند - برخلاف بیشتر «آدمهای مهم» که به صورت آکادمیک و پیرایششده، نگاهی معنادار به آیندگان دارند.