das Großkrankenhaus
بیمارستان بزرگ
Bedeutungen
1
یک بیمارستان بزرگ و مجهز که معمولاً خدمات پزشکی گستردهای را ارائه میدهد و ممکن است مرکز آموزشی نیز باشد.
- Das Großkrankenhaus in der Stadt ist für seine Spezialisten bekannt.بیمارستان بزرگ شهر به خاطر متخصصانش مشهور است.
- Sie wurde in ein Großkrankenhaus verlegt, um besser behandelt zu werden.او به یک بیمارستان بزرگ منتقل شد تا بهتر درمان شود.
- Der Bau des neuen Großkrankenhauses wird bald abgeschlossen sein.ساخت بیمارستان بزرگ جدید به زودی به پایان خواهد رسید.