der Großmeister
استاد بزرگ (در شطرنج)، استاد اعظم (تاریخی)
Beispiele
- Am Berliner Ring ging es wieder rund: Insgesamt 20 ''Großmeister'' saßen beim Heimspielwochenende des SC Eppingen in der Hardwaldhalle an den Brettern − […].در رینگ برلین دوباره شور و هیجان بود: در مجموع ۲۰ استاد بزرگ در آخر هفته بازیهای خانگی باشگاه شطرنج اپینگن در سالن هاردوالد پشت میزها نشستند.