der Großraum
منطقه وسیع، فضای بزرگ، حوزه بزرگ
Bedeutungen
1
فضایی بسیار بزرگ یا منطقهای وسیع که ممکن است شامل چندین شهر یا منطقه کوچکتر باشد.
- Die Veranstaltung fand in einem Großraum-Kino statt.این رویداد در یک سینمای بزرگ (با ظرفیت بالا) برگزار شد.
- Die wirtschaftliche Entwicklung konzentriert sich auf den Großraum Berlin.توسعه اقتصادی بر منطقه وسیع برلین متمرکز است.
- Der Großraum um die Hauptstadt ist dicht besiedelt.منطقه وسیع اطراف پایتخت پرجمعیت است.
2
فضای داخلی بزرگ در وسایل نقلیه مانند هواپیما یا قطار، که صندلیهای بیشتری نسبت به حالت عادی دارد.
- Für die lange Reise buchten wir Plätze im Großraum-Waggon.برای سفر طولانی، ما صندلیهایی در واگن با فضای بزرگ رزرو کردیم.
- Der Großraum im Flugzeug bot Platz für viele Passagiere.فضای بزرگ هواپیما جا برای بسیاری از مسافران داشت.
- Im Großraum des Busses gab es noch freie Plätze.در فضای بزرگ اتوبوس هنوز صندلیهای خالی وجود داشت.