der Großraum

Aussprache: /ˈɡʁoːsˌʁaʊ̯m/
Worttrennung: Groß·raum
اسم

منطقه وسیع، فضای بزرگ، حوزه بزرگ

Bedeutungen

1

فضایی بسیار بزرگ یا منطقه‌ای وسیع که ممکن است شامل چندین شهر یا منطقه کوچکتر باشد.

  • Die Veranstaltung fand in einem Großraum-Kino statt.این رویداد در یک سینمای بزرگ (با ظرفیت بالا) برگزار شد.
  • Die wirtschaftliche Entwicklung konzentriert sich auf den Großraum Berlin.توسعه اقتصادی بر منطقه وسیع برلین متمرکز است.
  • Der Großraum um die Hauptstadt ist dicht besiedelt.منطقه وسیع اطراف پایتخت پرجمعیت است.
2

فضای داخلی بزرگ در وسایل نقلیه مانند هواپیما یا قطار، که صندلی‌های بیشتری نسبت به حالت عادی دارد.

  • Für die lange Reise buchten wir Plätze im Großraum-Waggon.برای سفر طولانی، ما صندلی‌هایی در واگن با فضای بزرگ رزرو کردیم.
  • Der Großraum im Flugzeug bot Platz für viele Passagiere.فضای بزرگ هواپیما جا برای بسیاری از مسافران داشت.
  • Im Großraum des Busses gab es noch freie Plätze.در فضای بزرگ اتوبوس هنوز صندلی‌های خالی وجود داشت.