der Großsohn
نوه (پسر)
Bedeutungen
1
فرزند پسرِ فرزندِ شخص؛ نوه پسری.
- Ihr Großsohn besucht sie jedes Wochenende.نوه پسری او هر آخر هفته به دیدنشان میآید.
- Der kleine Junge ist mein erster Großsohn.این پسر کوچک، اولین نوه پسری من است.
- Er ist stolz auf seinen sportlichen Großsohn.او به نوه پسری ورزشکارش افتخار میکند.