die Großtochter
نوه (دختر)
Bedeutungen
1
فرزند دخترِ فرزندِ شخص؛ نوه دختری.
- Die Großtochter malt gerne Bilder.نوه دختری او دوست دارد نقاشی بکشد.
- Sie freut sich auf den Besuch ihrer lieben Großtochter.او از دیدار با نوه دختری عزیزش خوشحال است.
- Mein Großsohn und meine Großtochter spielen oft zusammen.نوه پسری و نوه دختری من اغلب با هم بازی میکنند.