die Großwildjägerin

Aussprache: /ˈɡʁoːsvɪltˌjɛːɡərɪn/
Worttrennung: Groß·wild·jä·ge·rin
اسم

شکارچی حیوانات بزرگ (زن)

Bedeutungen

1

زنی که به شکار حیوانات بزرگ و خطرناک، معمولاً در مناطق وحشی، می‌پردازد.

  • Die Großwildjägerin kehrte mit ihrer Beute aus der Savanne zurück.شکارچی حیوانات بزرگ (زن) با شکار خود از ساوانا بازگشت.
  • Als Großwildjägerin musste sie lernen, sich in der Wildnis zurechtzufinden.او به عنوان یک شکارچی حیوانات بزرگ (زن)، مجبور بود یاد بگیرد که چگونه در طبیعت راه خود را پیدا کند.
  • Die Dokumentation zeigte das Leben einer berühmten Großwildjägerin im frühen 20. Jahrhundert.این مستند زندگی یک شکارچی حیوانات بزرگ (زن) مشهور در اوایل قرن بیستم را نشان داد.