die Großzügigkeit

Aussprache: /ˈɡroːsˌtsyːɡɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Groß·zü·gig·keit
اسم

سخاوت، گشاده‌دستی، بزرگواری

Bedeutungen

1

تمایل به بخشیدن یا دادن پول، زمان یا کمک به دیگران؛ سخاوت و کرم.

  • Seine Großzügigkeit gegenüber Bedürftigen ist bewundernswert.سخاوت او نسبت به نیازمندان قابل ستایش است.
  • Wir schätzen die Großzügigkeit unserer Spender sehr.ما از سخاوت اهداکنندگان خود بسیار قدردانی می‌کنیم.
  • Die Großzügigkeit des Gastgebers machte den Abend unvergesslich.گشاده‌دستی میزبان، شب را فراموش‌نشدنی کرد.
2

فراوانی یا گستردگی چیزی؛ عدم محدودیت.

  • Die Großzügigkeit des Landes bot reiche Ernte.فراوانی این سرزمین، محصول فراوانی به بار آورد.
  • Er genoss die Großzügigkeit des Raumes in seinem neuen Büro.او از گستردگی فضا در دفتر جدیدش لذت می‌برد.
  • Die Großzügigkeit der Natur ist beeindruckend.وسعت طبیعت شگفت‌انگیز است.