Grund genug sein
دلیل کافی بودن، به اندازه کافی منطقی بودن
Bedeutungen
1
به معنای داشتن دلیل یا توجیه کافی برای انجام کاری یا پذیرش چیزی.
- Die Aussicht auf Erfolg ist Grund genug, es zu versuchen.چشمانداز موفقیت دلیل کافی برای امتحان کردن آن است.
- Seine Entschuldigung war Grund genug für mich, ihm zu verzeihen.عذرخواهی او دلیل کافی برای بخشش او از طرف من بود.
- Die Gefahr für die Umwelt ist Grund genug, das Projekt zu stoppen.خطر برای محیط زیست دلیل کافی برای توقف پروژه است.