das Grundstück
قطعه زمین، زمین
Bedeutungen
1
قطعه زمین مشخص، به ویژه زمینی که برای ساخت و ساز یا کشاورزی در نظر گرفته شده است.
- Wir haben ein schönes Grundstück am See gekauft.ما یک قطعه زمین زیبا کنار دریاچه خریدیم.
- Das Grundstück ist groß genug für ein Einfamilienhaus.این قطعه زمین برای یک خانه تکخانواری به اندازه کافی بزرگ است.
- Der Preis für dieses Grundstück ist sehr hoch.قیمت این قطعه زمین بسیار بالا است.
2
ملک یا زمین متعلق به یک فرد یا سازمان.
- Das Grundstück gehört der Stadtverwaltung.این زمین متعلق به شهرداری است.
- Er besitzt mehrere Grundstücke in der Umgebung.او چندین قطعه زمین در اطراف دارد.
- Das Grundstück wurde für ein neues Einkaufszentrum erschlossen.این زمین برای یک مرکز خرید جدید آمادهسازی شد.
3
بخشی از زمین که برای مقاصد خاصی تعیین شده است (مانند پارک، باغ).
- Das Grundstück des Parks ist sehr gepflegt.محوطه پارک بسیار مرتب است.
- Sie spazierten über das weitläufige Grundstück des Anwesens.آنها در محوطه وسیع ملک قدم زدند.
- Das Grundstück hinter dem Haus wird als Gemüsegarten genutzt.زمین پشت خانه به عنوان باغ سبزیجات استفاده میشود.