der Grundton

Aussprache: /ˈɡrʊntˌtoːn/
Worttrennung: Grund·ton
اسم

نت پایه، لحن اصلی

Bedeutungen

1

در موسیقی، پایین‌ترین نت در یک آکورد یا گام که اساس هارمونی را تشکیل می‌دهد.

  • Der Grundton des Akkords ist C.نت پایه این آکورد دو است.
  • Die Melodie beginnt mit dem Grundton.ملودی با نت پایه شروع می‌شود.
  • Der Komponist betonte den Grundton in seiner neuen Symphonie.آهنگساز نت پایه را در سمفونی جدید خود مورد تأکید قرار داد.
2

لحن یا ویژگی اصلی و غالب یک موضوع، بحث یا موقعیت.

  • Der Grundton der Diskussion war sehr positiv.لحن اصلی بحث بسیار مثبت بود.
  • Trotz der Kritik blieb der Grundton optimistisch.علی‌رغم انتقادات، لحن اصلی خوش‌بینانه باقی ماند.
  • Der Grundton des Buches ist eher melancholisch.لحن اصلی کتاب بیشتر مالیخولیایی است.