das Gruppenfoto
عکس دستهجمعی، عکس گروهی
Bedeutungen
1
عکسی که از یک گروه از افراد به طور همزمان گرفته میشود.
- Wir haben ein schönes Gruppenfoto von der Hochzeitsfeier gemacht.ما یک عکس دستهجمعی زیبا از جشن عروسی گرفتیم.
- Der Lehrer bat die Klasse, für ein Gruppenfoto aufzustellen.معلم از کلاس خواست برای گرفتن عکس گروهی بایستند.
- Das Gruppenfoto der Schulklasse hängt jetzt im Flur.عکس گروهی کلاس مدرسه اکنون در راهرو آویزان است.