der Gruppenzwang
فشار گروهی، اجبار گروهی
Bedeutungen
1
فشار ناشی از یک گروه اجتماعی که فرد را وادار میکند تا هنجارها، رفتارها یا عقاید گروه را بپذیرد و دنبال کند، حتی اگر با میل یا باورهای شخصی او مغایرت داشته باشد.
- Der Gruppenzwang kann dazu führen, dass Jugendliche riskante Dinge tun.فشار گروهی میتواند باعث شود که نوجوانان کارهای پرخطر انجام دهند.
- Sie weigerte sich, dem Gruppenzwang nachzugeben und anders zu handeln.او از تسلیم شدن به فشار گروهی و رفتار متفاوت خودداری کرد.
- Der Gruppenzwang in der Schule ist manchmal sehr stark.فشار گروهی در مدرسه گاهی اوقات بسیار زیاد است.