der Gruppenzwang

Aussprache: /ˈɡʁʊpn̩ˌt͡svaŋ/
Worttrennung: Grup·pen·zwang
اسم

فشار گروهی، اجبار گروهی

Bedeutungen

1

فشار ناشی از یک گروه اجتماعی که فرد را وادار می‌کند تا هنجارها، رفتارها یا عقاید گروه را بپذیرد و دنبال کند، حتی اگر با میل یا باورهای شخصی او مغایرت داشته باشد.

  • Der Gruppenzwang kann dazu führen, dass Jugendliche riskante Dinge tun.فشار گروهی می‌تواند باعث شود که نوجوانان کارهای پرخطر انجام دهند.
  • Sie weigerte sich, dem Gruppenzwang nachzugeben und anders zu handeln.او از تسلیم شدن به فشار گروهی و رفتار متفاوت خودداری کرد.
  • Der Gruppenzwang in der Schule ist manchmal sehr stark.فشار گروهی در مدرسه گاهی اوقات بسیار زیاد است.