der Gschaftlhuber
خودشیرین، آدم پر سر و صدای توخالی، کسی که تظاهر به کار زیاد میکند اما خروجی ندارد
Beispiele
- Der Kollege hat gar nicht so viel Arbeit, wie es immer den Anschein hat, er ist einfach ein richtiger ''Gschaftlhuber.این همکار اصلاً آنقدرها که به نظر میرسد کار ندارد، او فقط یک خودشیفتهٔ پر سر و صدای واقعی است.
- Beinahe hätten wir uns schon an den ''Gschaftlhuber'' im Cord-Sakko gewöhnt.نزدیک بود به آدمهای پر سر و صدای کتمخملی عادت کنیم.