das Gschisti-gschasti

Aussprache: /ˌɡʃɪstiˈɡʃasti/
Worttrennung: Gschis·ti··g·schas·ti
اسم

هیاهو، جنجال، تشریفات پرزرق و برق، نمایش، ادا و اطوار (اغلب اغراق‌آمیز)

Bedeutungen

1

اصطلاحی گویشی یا عامیانه برای توصیف نمایش، هیاهو، تشریفات پر زرق و برق یا رفتاری که اغلب اغراق‌آمیز و نمایشی است.

  • Die Hochzeit war voller Gschisti-gschasti, aber irgendwie unpersönlich.عروسی پر از ادا و اطوار بود، اما به نوعی غیرشخصی بود.
  • Er mag kein Gschisti-gschasti und bevorzugt ein einfaches Leben.او هیاهوی نمایشی را دوست ندارد و زندگی ساده را ترجیح می‌دهد.
  • Die Politikerin inszenierte ein großes Gschisti-gschasti, um Aufmerksamkeit zu erregen.آن سیاستمدار برای جلب توجه، هیاهوی بزرگی به راه انداخت.