das Gschmäckle

Aussprache: /ˈɡʃmɛklə/
Worttrennung: Gschmäck·le
اسم

بوی بد، شائبه، شبهه (معمولاً اخلاقی یا قانونی)

Bedeutungen

1

اصطلاحی در گویش آلمانی جنوبی به معنی بوی بد یا ناخوشایند، که به صورت مجازی برای اشاره به یک شبهه، بدنامی یا موضوع مشکوک (اغلب اخلاقی یا قانونی) به کار می‌رود.

  • Bei dieser Sache gibt es ein deutliches Gschmäckle.در این مورد یک شائبه آشکار وجود دارد.
  • Der Politiker versuchte, das Gschmäckle um seine Finanzen zu beseitigen.سیاستمدار سعی کرد بدنامی مربوط به امور مالی خود را از بین ببرد.
  • Das Angebot hatte ein seltsames Gschmäckle, also lehnte er ab.پیشنهاد بوی مشکوکی می‌داد، بنابراین او آن را رد کرد.