das Gspusi
رابطه عاشقانه (عامیانه، بایرن/اتریش)، معشوق/معشوقه
Beispiele
- Kaum zu glauben, aber unser Nachbar hat ein ''Gspusi'' mit der Schuldirektorin.باورکردنی نیست، اما همسایه ما با مدیر مدرسه رابطه دارد.
- Peter legt sich für sein neues ''Gspusi'' ja mächtig ins Zeug.پیتر برای معشوقه جدیدش خیلی تلاش میکند.
- Sandra hat derzeit gleich zwei ''Gspusis.ساندرا در حال حاضر دو معشوقه دارد.
- Hier versuchen Demi Moores ''Gspusi'' Ashton Kutcher und Woody Allens jüngste Entdeckung Amanda Peet, Billy Crystal und Meg Ryan vergessen zu machen.در اینجا، معشوق دمی مور، اشتون کوچر، و جدیدترین کشف وودی آلن، آماندا پیت، سعی میکنند بیلی کریستال و مگ رایان را به فراموشی بسپارند.