der Guerillakommandeur
فرمانده چریکی
Bedeutungen
1
رهبر یا فرمانده یک گروه شبهنظامی یا چریکی که در جنگهای نامنظم و نامتقارن فعالیت میکند.
- Der Guerillakommandeur plante einen Überraschungsangriff.فرمانده چریکی حمله غافلگیرانهای را برنامهریزی کرد.
- Die Nachrichtensender zeigten Bilder des gefassten Guerillakommandeurs.شبکههای خبری تصاویری از فرمانده چریکی دستگیر شده را پخش کردند.
- Die Regierung versuchte, den Guerillakommandeur zu neutralisieren.دولت تلاش کرد فرمانده چریکی را خنثی کند.