der Gummiball

Aussprache: /ˈɡʊmiˌbal/
Worttrennung: Gum·mi·ball
اسم

توپ لاستیکی، توپ پلاستیکی

Bedeutungen

1

توپی که از لاستیک یا مواد پلاستیکی مشابه ساخته شده و معمولاً خاصیت ارتجاعی بالایی دارد.

  • Das Kind warf den kleinen Gummiball gegen die Wand.کودک توپ لاستیکی کوچک را به سمت دیوار پرتاب کرد.
  • Ein Gummiball eignet sich gut zum Spielen im Garten.یک توپ لاستیکی برای بازی در باغچه مناسب است.
  • Der Hund apportierte freudig den Gummiball.سگ با خوشحالی توپ لاستیکی را آورد.