اسم
گورو، مرشد، استاد (معنوی یا متخصص)
جملات نمونه برای Guru:
„Zwar durfte der ''Guru'' für seine Unterweisungen keine Bezahlung verlangen, doch war es für den Schüler durchaus üblich, zur ökonomischen Basis des Meisterhaushaltes, dem er ja angehörte, durch Arbeiten beizutragen […].“
اگرچه گورو اجازه نداشت برای آموزشهایش پولی دریافت کند، اما برای شاگرد کاملاً معمول بود که با کار کردن به پایه اقتصادی خانه استاد، که او نیز عضوی از آن بود، کمک کند.