اسم
ریختهگری، قالبریزی؛ محصول ریختهگری؛ باران شدید
جملات نمونه برای Guss:
Vor dem ''Guss'' muss die Form eingefettet werden.
قبل از ریختهگری باید قالب چرب شود.
Der ''Guss'' besteht zu 20 Prozent aus Blei.
این محصول ریختهگری ۲۰ درصد سرب دارد.
Die Flamme erlosch durch den letzten ''Guss.''
شعله با آخرین باران شدید خاموش شد.