die Gutgläubigkeit

Aussprache: /ˈɡuːtˌɡlɔɪ̯bɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Gut·gläu·big·keit
اسم

خوش‌باوری، حسن نیت، ساده‌لوحی

Bedeutungen

1

اعتقاد یا باور صادقانه به درستی یا صداقت یک فرد یا وضعیت، بدون شک یا سوء ظن.

  • Er handelte in voller Gutgläubigkeit und glaubte an die Ehrlichkeit des Partners.او با حسن نیت کامل عمل کرد و به صداقت شریکش باور داشت.
  • Die Gutgläubigkeit der Kunden wurde leider ausgenutzt.متأسفانه از خوش‌باوری مشتریان سوء استفاده شد.
  • In rechtlichen Angelegenheiten ist Gutgläubigkeit oft ein wichtiger Faktor.در مسائل حقوقی، حسن نیت اغلب یک عامل مهم است.
2

گاهی اوقات به معنای ساده‌لوحی یا زودباوری بیش از حد به کار می‌رود که می‌تواند منجر به فریب خوردن شود.

  • Seine naive Gutgläubigkeit machte ihn anfällig für Betrügereien.ساده‌لوحی او باعث شد که در برابر کلاهبرداری‌ها آسیب‌پذیر باشد.
  • Manche Leute nutzen die Gutgläubigkeit anderer Menschen aus.برخی افراد از زودباوری دیگران سوء استفاده می‌کنند.
  • Es ist wichtig, eine gesunde Skepsis zu bewahren und nicht jeder Gutgläubigkeit zu verfallen.مهم است که شک و تردید سالمی را حفظ کنیم و تسلیم هر خوش‌باوری نشویم.