das Hähnchen

Aussprache: /ˈhɛːnçən/
Worttrennung: Hähn·chen
اسم

جوجه، مرغ (خوراکی)

Bedeutungen

1

مرغ جوان و کوچک که معمولاً برای مصرف خوراکی پرورش داده می‌شود. اغلب به صورت بریان، سرخ شده یا در غذاهای مختلف طبخ می‌شود.

  • Wir bestellen heute Abend ein gebratenes Hähnchen.امشب یک مرغ بریان سفارش می‌دهیم.
  • Das Hähnchen aus dem Ofen duftet wunderbar.بوی مرغ از تنور عالی است.
  • Für das Rezept benötigen wir ein kleines Hähnchen.برای دستور پخت به یک جوجه کوچک نیاز داریم.