der Hahn

Aussprache: /ˈhaːn/
Worttrennung: Hahn
اسم

خروس

Bedeutungen

1

پرنده نر از نژاد مرغ؛ خروس.

  • Der Hahn kräht jeden Morgen laut.خروس هر روز صبح بلند آواز می‌خواند.
  • Auf dem Bauernhof gibt es mehrere Hühner und einen stolzen Hahn.در مزرعه چندین مرغ و یک خروس مغرور وجود دارد.
  • Der Hahn führt die Hühnerschar an.خروس گله مرغ‌ها را هدایت می‌کند.
2

شیر آب یا شیر فلکه؛ وسیله‌ای برای کنترل جریان مایعات یا گازها.

  • Bitte drehe den Hahn zu, sonst läuft das Wasser aus.لطفاً شیر آب را ببند، وگرنه آب بیرون می‌ریزد.
  • Der Hahn des Gasherdes muss vorsichtig geöffnet werden.شیر اجاق گاز باید با احتیاط باز شود.
  • Ein tropfender Hahn kann viel Wasser verschwenden.یک شیر آب چکه کننده می‌تواند آب زیادی را هدر دهد.