die Häkelnadel

Aussprache: /ˈhɛːkl̩ˌnaːdl̩/
Worttrennung: Hä·kel·na·del
اسم

قلاب بافتنی، قلاب قلاب‌بافی

Bedeutungen

1

ابزاری که در قلاب‌بافی (کروشه) برای ایجاد حلقه‌ها و گره‌ها در نخ یا کاموا استفاده می‌شود؛ قلاب بافتنی.

  • Für diese Decke brauchst du eine dicke Häkelnadel.برای این پتو به یک قلاب بافتنی ضخیم نیاز داری.
  • Die Häkelnadel hat am Ende einen Haken.قلاب بافتنی در انتهای خود یک قلاب دارد.
  • Sie verlor ihre Häkelnadel und musste eine neue kaufen.او قلاب بافتنی‌اش را گم کرد و مجبور شد یکی جدید بخرد.